معرفی کتاب(جاناتان مرغ دریایی)
جاناتان مرغ دریایی –نوشته ریچارد باخ
قسمتهایی از این کتاب:
همانطور که در اب غرق می شد صدایی عجیب و ضعیف از درونش برخاست :در این اطراف راهی نیست من یک مرغ دریایی ام و به خاطر طبیعتم محدودم اگر قرار بود در مورد پرواز زیاد بیاموزم نقشه ها در سر داشتم . من باید این حماقت را فراموش کنم و به خانه پیش پرندگان بازگردم و از آنچه هستم خوشنود باشم مثل یک مرغ دریایی بیچاره و محدود.
جاناتان مرغ دریایی در یافت که ترس و ملالت و خشم عامل کوتاهی عمر مرغانند و با دور کردن آنها از ذهنش زندگی طولانی خواهد داشت .انها هنگام غروب آمدند ودیدند جاناتان تنها در آسمان محبوبش در کمال آرامش پرواز می کند .
ای مرغ دریایی جاناتان روزی در می یابی که بی مسولیتی بهایی ندارد . زندگی ناشناخته و نامعلوم است به جز اینکه می دانیم به دنیا آمده ایم تا بخوریم و تا جایی که ممکن است زنده بمانیم. صدای جاناتان بلند شد : برادران من چه کسی مسوولتر از مزغ دریایی است که معنا و هدفی والاتر برای زندگی می یابد و دنبال میکند. هزار سال برای یافتن کله ماهی تلاش کرده ایم اما حالا دلیلی برای زندگی کردن داریم . به خاطر آموختن و کشف کردن و ازادی .
انچه چشمانت به تو می گویند باور نکن زیرا آنچه به تو مینمایانند محدود است . با درک خود نگاه کن . دریاب هر آنچه می دانی و راه پرواز را خواهی اموخت .