معرفی کتاب(قصه های شب)
قصه های شب –نوشته برادران گریم
قسمتهایی از داستان نمایشنامه ای اشتباه پشت اشتباه از همین کتاب را بخوانید. مطمئنم هر روز مجبور خواهید شد ان را برای فرزند عزیزتان بخوانید تا جایی که حفظ شوید باور نمیکنید امتحان کنید .
مادر هانس از او پرسید هانس کجا می روی ؟ هانس گفت ک پیش نامزدم گرتل . مادر گفت :خوش بگذرد . گرتل به هانس یک بزغاله داد . هانس پاهای بزغاله را بست و آن را توی کیفش گذاشت وقتی به خانه رسید بزغاله خفه شده بود . چه کار احمقانه ای کردی تو باید بز را با ریسمان می بستی و ان را دنبال خود میکشیدی .
گرتل گفت می خواهم مادرت را ببینم .من هم با تو می ایم . هانس ریسمانی به گردن گرتل بست . یک دسته علف جلویش گرفت و به را افتاد وقتی به خانه رسید ند رفت داخل طویله و ریسمان را به آنجا بست . مادر پرسید کجا بودی ؟ گفت پیش گرتل . برایش چه بردی؟ هیچ چیز. او به تو چه داد ؟ هیچ چیز خودش همراهم آمد. حالا کجاست؟ توی طویله بستمش و یک بسته علوفه جلویش گذاشتم .مادر گفت کار احمقانه ای کردی تو باید به او توجه می کردی و چشم از او برنمیداشتی . هانس گفت : درستش میکنم. هانس به طویله رفت و چشمهای گاو را در اورد و توی صورت گرتل انداخت . گرتل عصبانی شد و بند را از گردنش باز کرد و به هانس گفت: من میروم و هر وقت توانستی کار درست را از نادرست تشخیص بدهی آن وقت برمیگردم و با تو ازدواج میکنم.