معرفی کتاب(آهوکوچولو)
آهوکوچولو _نوشته ی محمد رضا شمسی
قسمت هایی از کتاب:
گل نالید و گفت : من نمیتوانم حرکت کنم اما تو که می توانی باید رد این جوی را بگیری و بروی .
آهو کوچولو به خرس گفت: به جای آه و ناله کردن کمک کن چشمه را پیدا کنیم .
آهو کوچولو گفت: ناامید نباش دوست من . تو پرنده ای و می توانی پرواز کنی . ما به کمک هم چشمه را پیدا می کنیم .
این بار هر سه باهم سنگ را از جلوی چشمه کنار زدند و اب در جویبار جاری شد و همه فریاد زدند ما موفق شدیم .
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:27 توسط خاله فرشته
|